دټولني بنسټ ايښونکی : محمد جان باوري             تاسيس : دکب مياشت ١٣٦٩ کابل، افغانستان               د افغانانو لپاره تاريخي ، کلتوري او پوهنيزي ليکني           


   
 
 
هنر وفکلور

اقباس  از مبادي بشر شناسی  جلد دوم

مولف : پوهاند داکتر الفشا ه ځدراڼ

 

به منظور اغاز بحث همه جانبه از جانب دست اندر کاران علم وهنر

 

هنر وفکلور

 

مرد مان همه کلتور های جهان عملا هيجانات ، احساسات ، انديشه ها و تر س خود را با وسايل هنري تمثيل و افاده ميکنند . در افغانستان مردمان شهري صالون منازل خود را با رنګ يشمي يا کريمي ، نصب  تصاوير و مناطر مزين مکنند . مردم ماليزيا خانه های خودرا باخطوط عمودي نقش ونګار مينمايند . غربيها به رقص بالت ( رقص دوګانه ) دلچسپي زياد دارند . هنر مندان چيني عاج فيل را که تقريبا يک انچ طول داشته ميباشد به منظور تزئين خانه های خود به شيوه خاص حکاکي ميکنند . تمام اينګونه فعاليتها که به طور نمونه از انها تذکار بعمل امد در بر ګيرنده خصلت عام عنصر هيجاني اند . در واقع ميتوان ګفت  که هدف اساسي هنر ، موزيک ، رقص و فکلور را تمثيل  وتبارز هياجانات  واحساسات را تشکيل ميدهد .به همين علت بشر شناسان ، فکلور شناسان ودانشمندان ديګر علوم اجتماعي اين فعاليتها را اشکال  سلوک تمثيلي و نمايشي خوانده اند . فعاليتهاي تمثيلي قسما مساعي کلتوري است  که مشتمل بر نمونه های کردار مشترک و اموخته شده ، مانند عقايد ، هيجانات  واحساسات ميباشد . اګرچه ما  در جامعه خود توقع داريم که هنر مندان ما بايد مبتکر وخلاق و نواور باشند ، ولي با انهم هنري را که ايجاد مينمايند  در يک چهار چوب تنوع قابل پذيرش بايد قرار ګيرد .هنر مندان بايد په شيوه هایی هنر خود راتمثيل کنند ، که ما بتوانيم انرا در فرهنګ خود به زمينه یی ارتباط دهيم . انها بايد غالبا دسته یی از اسلوبهای تمثيلي جاري یی را که توسط هنر مندان ديګر پايه ګذاري شده است  ، دنبال نمايند  تا هنر انها مورد پذيرش عامه قرار ګيرد . اين شرايط نمايانګر انست که با وصف انکه ما ارزش خيلي زيادي  در هنر به ابتکار ميدهيم ، ولي در جامعه ما هنر قسما فعاليت کلتوري باقي مانده است .

تولستوی درکتاب خود تحت عنوان هنر چيست ؟  پس از برسي و نقد همه جانبه  نظريات مهم و تعريفات مربوط به عصر خويش را در باره هنر ارايه داشته است ، که يکي از کمبوديهای اين نظريات وتعريفات انست که درهمه انها هنر بالذات به خوشي ارتباط داده شده است و هدف زندګي انسان از نظر افتيده است . در يک صحنه شاعرانه رويدادهای غم انګيز و اندوهګين ميتواند نيز تمثيل ګردد . که فضای ذهن خواننده و شنونده را با ګرد وغبار سياه و طوفاني مدهيش بپوشاند . لذا ، برای انکه بتوان هنر را به شيوه درست تعريف کرد ، ازهمه اولتر بايد از باغ هنر تخمهای مفاهيم لذت وخوشي را برچيد و عوض انها نهال ارمان و هدف را غرس نمود . اګر هنر از اين زاويه ديده شود اين مفهوم برای فرد حيثيت وسيله معاشرت وتفاهم را ميګيرد . هر نوع اثر هنر ي بين هنر مند و مشاهد ( شنونده ) رابطه یی را ميسازد ، که بر مبنای ان هنر مند احساسات ، خود را به طرف مقابل انتقال ميدهد . هنر وسيله انتقال احساسات هنر مند است . اګر احساسات به طور مستقيم و بدون کدام وسيله به طرف مقابل انتقال کند ، نماينده ګي از هنر ميکند . به سبيل مثال ، اګر کسی ګريه کند و ګريه وی مردم را متاثر بسازد يا نظر به دريدی ناله وفغان کشد و به اين وسيله باعث ازردګي  مردم ګردد ، اين هم هنر نيست . هنر مند کسي است که احساسات و انطباعات راستين و واقعی خودرا به شيوه ماهرانه توسط حرکات ، اوازها ، رنګها ، و نوشته ها به ديګران انتقال دهد . پس به اين اساس شخصي که جبرا مي خندد  وديګران را نيز به خنده مي اورد  يا به شکل تصنوعي ناله ميکند و ديګران را متاثر ميسازد ، نيز هنر مند نيست .بر مبنای اين نظريه کرکتر هاې داستان بايد اول در وجود خود احساسات  اشخاص واقعی را پر ورش دهد و بعدا انرا به ديګران منتقل سازند . به عنوان مثال اګر طفلي ګرګ را نه ديده باشد ، مګر از ان خيلي بترسد و او اين ترس را به رفقای همسن خود به کلمات و چنان صحنه های وحشتناک تمثيل نمايد ، که اطفال ديګر هم از ان احساس تر س نمايند ، ګفته ميتوانيم که اين طفل هنر مند است .

تولستوی زيبائی شناسی را از هنر جدا ميکند  و ګويد که مفهوم زيبايی ، شناخت هنر را مشکل ميسازد . لذا در تعريف هنر زيبائی را از صحنه ميکشد ، ايا اين کار ممکن است ؟ اګر دريک صحنه هنري  زيبائی از دروازه بيرون کشيده شود از طريق کلکين مجددا وارد صحنه ميشود  واګر فرضا زيبائی مجددا داخل صحنه نشود و از صحنه هنر دور ګردد ، در اين صورت  هنر ميمرد . لذا  ، جای اصلی ان صحنه  نه ، بلکه مقبره خواهد بود . در واقع هدف تولستوۍ ان نيست که ګويا در هنر زيبايې وجود ندارد ، بلکه به اين کار صرف به منظور بهتر شناختن  هنر دست ميزند . اګر از موجوديت زيبائی درهنر چشم پوشی کنيم ، باز هم زيبائی وجود دارد .

بعضا هنر را ارايه واقعيتها ميدانند . برخی هنر را شکل خاص اګاهی اجتماعی و ان کار انسان تصور ميکند ، که حقيقت را با تصوير هنري  تمثيل مينمايد . ديګران ګويند  هنر تصوير دلخواه جای واقعي و ترسيم رسای زيبائی است . هنر وسيله خيلی مهم ترسيم جهان و زيبائيها است .در داير ه المعارف  برتانيکا تذکر بعمل امده است که ، ساينس و هنر هردو در تحليل نهايی در جستجوی حقيقت اند . ولی روندو روش تحقيق انها از همديګر کاملا تفاوت دارد . يکي از وظائف ساينس ان است که شواهد ورويدادهای را تحليل ميکند . درحا ليکه هنر مند در اصل با تر کيب علاقه دارد . عالم به منظور تحليل وتجزيه اشيا وشواهد  اقدام ميکند و اجزای تشکيل دهنده انرا مطالعه ميکند . ليک هنر مند مواد خود را انتخاب و جمع اوری مينمايد و بعد از ان چيزی ميسازد .  جهان عالم جهان غني از واقعيتها و پديده ها  است ، مګر با لعکس هنر مند  در دنيا ذهني و خيالات  و احساسات فرو ميرود . عالم ميکوشد چنان قوانين عام را استخراج نمايد که در همه موارد قابل تطبيق باشد . هنر مند واکنشهای انفرادی را ميکاود و از طريق کيفيتهای بينظير تجارب حظ ميبرد . عالم در يک رشته خاص در اثر تحقيقات زياد ، دانش تحصصی کسب ميکند ، ليکن هنر مند سعی ميورزد به جهانبيني شکل وجسم بدهد . علما ی اجتماعي ، مخصوصا مورخان از طريق مطالعه رويدادها ، هميشه ميکوشند تابر مينای نيروهای محرکه و نهضتهای سياسی  عوامل سلوک بشری را برملا سازند . دايره ا لمعارف برتانيکا اضافه ميکند ، زمانی که تيوری علمی در قالب فورمول بندی بيفتد ، صرف در نتيجه تحقيقات و کشفيات اينده ميتواند، بشکند ، بدل شود ويا تکميل ګردد . اما اثار هنری که يکبار تکميل شود ، رنګ اعلاميه اخری را به خود ميګيرد ، و هيچګاه  به تغييرات تن در نميدهد . اثار هنری مانند تابلو ، تعمير و مجسمه ، کهنه وخراب ميشود ، ولی باطل نميګردد . به اين ترتيب ، هنر مند عرصه زمانی اکمال اثر هنری  را مستمر ميسازد و به زمان حال  رنګ ابديت مي بخشد . اثر هنری تبلور زمانی ، حلقه وصل بين حال و مستقبل بوده و بين فرد وتجربه جهان شمول حيثيت پل را دارد . به هر پيمانه يې که پل هنر مند شکل جهان شمول را به خود بګيرد ، اثرات ان فنا ناپذير خواهد بود .             

      

 

      

  

بېرته شاته

Webmaster[at]Salaamtolana.orgDesign by: Benawa Network Copyright © SalaamTolana.org 2006